آموزش در ایران

آموزش در ایران متمرکز است و به دو بخش آموزش عمومی (از کودکستان تا پایان دبیرستان) و آموزش عالی تقسیم میشود. آموزش ابتدایی و متوسطه زیر نظر وزارت آموزش و پرورش اداره میگردد و آموزش عالی تحت نظارت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین وزارت بهداشت، درمان برای علوم پزشکی قرار دارد.[۱]
بر اساس آمار سال ۲۰۱۶، حدود ۹۴٪ از جمعیت بزرگسال ایران باسواد هستند. این نرخ در میان جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله، بدون در نظر گرفتن جنسیت، به ۹۷٪ افزایش مییابد. تا سال ۲۰۰۷، ایران نسبت جمعیت دانشآموز به جمعیت شاغل را برابر با ۱۰٫۲٪ داشت که در میان بالاترین نسبتها در جهان قرار میگرفت.[۲]
پیشینه
[ویرایش]ایران باستان
[ویرایش]
در فلات ایران، دست کم از پانزده هزار سال پیش، انسان زندگی میکردهاست. دربارهٔ چگونگی آموزش و پروش مردمانی که پیش از آریاییها در این سرزمین زندگی میکردند آگاهی چندانی در دست نیست. نزدیک به چهار هزار سال پیش، آریاییها و از آن جمله مادها، پارسیها و پارتیها به سرزمین ایران مهاجرتکردند. مادها در غرب و پارسیها در جنوب و پارتیها در شرق فلات ایران ماندگار شدند و حکومتهایی تشکیل دادند.
مادها در حدود هفتصد سال پیش از میلاد در سرزمینهای غرب ایران چیره شدند و دولت ماد را بنیان گذاشتند. در دورهٔ مادها، کودکان و نوجوانان راه و رسم زندگانی و کار و جنگاوری را در خانه و ایل میآموختند. آموزش رسمی مخصوص روحانیان بود. روحانیان، گذشته از خواندن و نوشتن، اصول و مراسم دینی، اخترشناسی و شیوههای پیشگویی سرنوشت دیگران را در مراکز دینی فرا میگرفتند. مردم دیگر از خواندن و نوشتن بیبهره بودند. مادها خطی شبیه خط میخی داشتند.[۳]
در دوران هخامنشی، آموزش رسمی ویژهٔ روحانیان زرتشتی (موبدان)، شاهزادگان و دولتمردان بود. اما چون در آیین زرتشت آموزش و پرورش به مانند زندگی مهم شمرده شده بود، مردم ایران به پیروی از گفتار حکیمانهٔ زرتشت، یعنی پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک، اخلاق و مهارتهای سودمند را به فرزندان خود آموزش میدادند. در آن زمان آتشکدهها جایگاه رسمی آموزش بودند و موبدان علاوه بر درسها مذهبی، پزشکی، ریاضی و اخترشناسی نیز درس میدادند.
باستان تا ورود اسلام به ایران
[ویرایش]در دورهٔ ساسانی فرهنگ و تمدن ایرانی به شرق و غرب گسترش یافت. اما هنوز هم آموزش به گروهی خاص محدود میشد. در این دوران مهمترین مرکز علمی و آموزشی دوران باستان، دانشگاه جندیشاپور، در شهر گندیشاپور به وجود آمد. این شهر را شاپور ساسانی بنیان نهاد و تا حدود قرن چهارم پس از اسلامآباد بود. در دانشگاه گندیشاپور دانشمندان ایرانی در کنار دانشمندان هندی، یونانی و رومی به فعالیت علمی و بحث و گفتگو مشغول بودند. وقتی مدرسهٔ آتن در سال ۵۲۹ میلادی بسته شد، بسیاری از دانشمندان یونانی به گندیشاپور مهاجرت کردند. در زمان خسرو انوشیروان بیمارستانی در این شهر ساخته شد و آموزش طب ایرانی، یونانی و هندی رونق گرفت.
سال ۴۵۹ هجری قمری در تاریخ آموزش و پرورش اسلامی، فصل برجستهای بهشمار میآید. در این سال نخستین مدرسه از رشته مدرسههایی که خواجه نظام الملک، وزیر بزرگ سلجوقیان، ساخته بود در بغداد گشایش یافت. این مدرسهها در جهان اسلام پراکنده شدند؛ تا آنجا که شهرها و روستاهای کوچک را همگام با مدرسههای بزرگ در مراکز استانها، دربرگرفت. پیش از برپایی این مدارس حلقههای آموزش در یک جا جمع نمیشدند، بلکه در جاهای گوناگون مانند مسجد، بیوت علما و … تشکیل میشدند. همین که مدارس پراکنده شدند و فرصتها و امکانات گستردهتری برای دانشجویان به سوی این مدرسهها گسیل شدند. از این رو کمتر به دیگر جاها، که پیشتر پررونق بود ولی همچنان سرشت خود را نگه داشتند و با کمی و کاستی گرایش دانشجویان به گونهای تقلیدی همچنان به کار میپرداختند، روی میآوردند. در واقع روزگار پیش از ۴۵۹ ه. ق؛ و پس از آن، عموماً با جایگاههای گوناگون آموزش و تدریس، همپا و همراه است. جایگاههای آموزش پیش از بنیاد مدارس، بدین قرار بودند:
- مکتب برای آموختن، خواندن و نوشتن
- مکتب برای آموزش قرآن و مسایل ابتدایی
- آموزش ابتدایی در کاخها
- کتاب فروشیها
- خانههای دانشمندان
- تالارهای ادبی
- بیابان (بادیه)
- مسجد
همه اینها مردم را به فراگیری خواندن و نوشتن واداشت. این گرایش به هنگام شکوفایی اسلام آغاز شد و گذشت زمان انگیزهای برای بهتر شدن این هنر و حتی نوآوری در آن بود. گرچه در آغاز اسلام تعداد مسلمانانی که خواندن و نوشتن میدانستند کم بود، ولی همه یا بیشتر آنان را پیامبر اسلام برای نوشتن نزد خود به کار میگرفت. از همینجا بود که این اندیشه پیدا شد تا (ذمیان، نامسلمانان اهل کتاب) به کسانی که میخواستند خواندن و نوشتن یاد بگیرند، آن را بیاموزند. در پیکار بدر بسیاری از مردم مکه به اسارت گرفته شدند، پیامبر اسلام کسانی را که میتوانستند خواندن و نوشتن بیاموزند، در برابر آموختن آزاد میکرد. این خدمت فدیه آزادی نامسلمانان بود و بر این پایه یاد دادن از سوی آنان به چهره یک عرف رایج درآمد.
دوران مدرن
[ویرایش]


دوران قاجار
[ویرایش]در دوران قاجار جنگهای ایران و روس رخ داد که با شکست ایرانیان و از دست رفتن بخشهای زیادی از ایران همراه بود. البته این شکست دردناک باعث شد که دولتمردان دلسوز و فرهیختگان جامعهٔ آن روز به علت شکست ایرانیان آگاه شوند که همانا بیخبری از دانش و فن آن روزگار بود. از این رو، در سال ١١٩۴ هجری خورشیدی، ۵ نفر دانشجو به انگلیس فرستاده شد؛ نخستین چاپخانهٔ سربی در ١١٩٠ هجری خورشیدی در تبریز به کار افتاد؛ نخستین روزنامه را میرزا صالح، از دانشجویان فرستاده شده به انگلیس، به نام کاغذ اخبار در ١٢١۶ هجری خورشیدی منتشر کرد و نخستین مدرسه به شیوه امروزی با همت میرزا حسن خان رشدیه در ۱۲۶۶ هجری خورشیدی در تبریز ساخته شد. در اواخر قاجاریه و دوران مشروطه و پس از آن، برخی از فعالان حقوق زنان در آن روزگار بر آن شدند که مدرسههای دخترانه بسازند. البته این امر با مخالفت سنتگرایان مواجه میشد اما تعدادی مدرسه دخترانه ساخته شد.[۴]
دوران پهلوی
[ویرایش]
پیش از روی کار آمدن رضاشاه، سوادآموزی در ایران در جاهایی با نام مکتبخانه در مسجدها یا خانههای شخصی انجام میشد. آموزگاران نیز ملا و ملاباجی بودند و خود اینها نیز تنها سواد خواندن و نوشتن داشتهاند.[۵] در تهران و شهرهای بزرگ نیز، آموزشگاههای حرفهای انگشتشمار بودند و آموزشهای ارائه شده نیز در موضوعات محدودی بودند. با آغاز پادشاهی رضاشاه، مکتبخانهها همگی بسته شدند و برای نخستینبار، مدرسههای منظم و رایگان زیادی در سراسر ایران، پدیدار شد. سیستم آموزشی این آموزشگاههای نوین، بر پایهٔ کشورهای اروپایی بود و دارای کتابهای درسی بودند. نخستین دانشگاهها و دانشسراهای مدرن ایرانی پدیدار شدند و ساختمانهای تازهای چون دانشسرای عالی، هنرستانهای فنی و حرفهای، هنرستانهای صنعتی و دانشگاه تهران در شهرها پدید آمدند. مربیان و استادهای خارجی جهت بهبود سطح دانش استخدام شدند و دانشجویانی هم به خارج از کشور اعزام شدند. کمکم شمار ایرانیان باسواد، گسترش یافت و این تنها به شهرها محدود نمیشد. در بیشتر دهاتها نیز دبستان دایر شد و سازمانهای پیشاهنگی، تربیت بدنی و ورزشی ایرانی پدیدار شدند.[۵] در رشتههای فرهنگی و هنری همچون موسیقی، مجسمهسازی، تئاتر، نقاشی و غیره، هنرستانهایی بنیانگذاری شدند. کتابخانههایی نیز در کشور گشایش یافت و برای حفظ آثار باستانی ایران، اقدام به جمعآوری عتیقهها و تأسیس موزهها (همچون موزه ایران باستان) شد.[۵]

در دوران پهلوی، آموزش و پرورش نوین برای پسران و دختران در ایران، پایهگذاری شد و بعداً توسط جمهوری اسلامی، دنبال شد. سیستمی که تغییراتی کرد اما امکانات دوران پهلوی را نیز نگه داشت.
سپاه دانش (۱۹۶۹–۱۹۷۹)
[ویرایش]سپاه دانش در چارچوب انقلاب سفید که در دوران حکومت محمدرضا پهلوی اجرا شد، شکل گرفت.[۶] دولت بر این باور بود که بخش بزرگی از جمعیت کشور بیسواد هستند و سپاه دانش تلاشی برای تغییر این وضعیت آماری به شمار میرفت. این برنامه شامل بهکارگیری جوانانی بود که دارای مدرک تحصیلات متوسطه بودند تا خدمت نظاموظیفه خود را در قالب سپاه دانش انجام دهند. مأموریت آنان آموزش خواندن و نوشتن به کودکان ۶ تا ۱۲ ساله بود که بسیاری از آنان حتی به پایه دوم ابتدایی نرسیده بودند. هدف این طرح، افزایش سطح سواد در ایران به شیوهای کمهزینه و کارآمد عنوان میشد؛ امری که از نظر برنامهریزان میتوانست به بهبود کیفیت نیروی کار نیز منجر شود. در مجموع، حدود ۲۰۰ هزار زن و مرد جوان در سپاه دانش مشارکت داشتند و به ۲٫۲ میلیون کودک و بیش از یک میلیون بزرگسال آموزش دادند.[۶] در بسیاری از موارد، داوطلبان پس از پایان دوره خدمت نیز به فعالیت آموزشی خود ادامه میدادند.[۶]
دوران جمهوری اسلامی
[ویرایش]
در دوران جمهوری اسلامی، آموزش در ایران با زیرساختهای پهلوی ادامه یافت. بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، آموزش و پرورش برای همهٔ کودکان و نوجوانان ایرانی تا دورهٔ متوسطه رایگان است و دولت وظیفه دارد امکان تحصیل را برای همگان از طریق وزارت آموزش و پرورش فراهمسازد. در سالهای نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، تأکید قابل توجهی بر اصلاحات آموزشی صورت گرفت.[۷] سیاستگذاران خواهان آن بودند که ارزشهای اسلامی در کوتاهترین زمان ممکن در نظام آموزشی نهادینه شود. با این حال، فشارهای ناشی از جنگ ایران و عراق و نیز مشکلات اقتصادی موجب شد که برخی برنامههای آموزشی در اولویتهای بعدی قرار گیرد.[۷]
از جمله تغییرات مهم این دوره، بازنگری و اسلامیسازی محتوای کتابهای درسی بود. همچنین مدارس بر اساس جنسیت دانشآموزان تفکیک شدند. رعایت احکام اسلامی در مدارس الزامی شد و برگزاری آیینهای مذهبی استمرار یافت.[۷] در دهه ۱۹۹۰ میلادی، اصلاحات گستردهتری پدید آمد.[۷] نظام سالانه آموزشی به نظام واحدی (اعتباری) تغییر یافت؛ به این معنا که در صورت مردود شدن دانشآموز در یک درس، تکرار کل سال تحصیلی الزامی نبود و تنها همان واحد درسی باید مجدداً گذرانده میشد. مدت اجباری دوره دبیرستان از چهار سال به سه سال کاهش یافت، هرچند سال چهارم همچنان بهصورت اختیاری برای ایجاد پیوند میان دبیرستان و دانشگاه در دسترس باقی ماند.[۷] افزون بر این، برنامههای فنی و حرفهای متعددی برای آمادهسازی دانشآموزان جهت ورود به بازار کار ایجاد شد که با استقبال قابل توجهی روبهرو گردید.

مؤسسات آموزش عالی ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ متحمل رنجهایی شدند؛ با انقلاب ۱۳۵۷، دهها هزار پروفسور و آموزگار یا از این کشور گریختند یا به دلیل سکولاریسم و ارتباط با حکومت پادشاهی، از کار اخراج گردیدند. دانشگاههای ایران دچار کمبود پرسنل شدند و نامنویسی دانشجویان در کشور کاهش یافت. در حالی که شمار نامنویسی در دانشگاههای ایران کاهش داشتهاست، میزان پذیرش زنان در دانشگاههای این کشور به شکلی چشمگیر، افزایش یافتهاست و تا سال ۲۰۰۰ میلادی، بیش از نیمی از دانشجویان ورودی، زنان بودند.[۸][۹]

رویکرد و منش
[ویرایش]مفاهیم تاریخی
[ویرایش]بر پایهٔ گزارشی در بیبیسی فارسی، «جمهوری اسلامی هرگونه قرائت متفاوت از شخصیتها و رویدادهای تاریخی را حذف و سرکوب میکند تا تنها روایتگر رسمی تاریخ ایران باقی بماند». با این وجود، در مورد روایتهای کتابهای درسی ایران در دوران جمهوری اسلامی، گونهای دوگانگی میان دیدگاهها نیز وجود دارد. بهعنوان نمونه، در یک کتاب درسی رسمی این دوره، از آریو برزن به عنوان یک قهرمان ایرانی نام برده شدهاست.[۱۰] جایی دیگر در این کتابها، آمده بود که «البته بعدها پارتها بیگانگان را از ایران بیرون راندند». که اشاره به پیروزیهای شاهنشاهی اشکانی داشت. گزارش بیبیسی با مثالهایی همانند این، نتیجهگیری میکرد که «میتوان گفت که جمهوری اسلامی با تاریخ باستان به عنوان یکی از منابع هویتساز، مخالفتی ندارد بلکه برخلاف ملیگرایان آن را تنها منبع هویتساز جامعه ایرانی نمیداند». در پایان این گزارش، اعلام شده بود که «در این نوشته به کتابهای دوره ابتدایی ارجاع دادهشده».[۱۰]
در آبان ۱۳۸۸، پس از گذشتن بیش از یک ماه از خبر حذفشدن نام شاهان ایرانی از کتابهای درسی تاریخ در آموزش و پرورش ایران، و پس از یک بار رد این خبر، سرانجام، چنین خبری رسماً مورد تأیید قرار گرفت. مسئولان وزارت آموزش و پرورش، در مورد انگیزه از چنین کارهایی، اعلام کردند که قصدشان «پررنگتر کردن نقش مردم نسبت به شاهان در رویدادهای تاریخی است».[۱۱] اسماعیل نوریعلا دربارهٔ حذفشدن بخش مهمی از تاریخ از کتابهای درسی گفت: «اینها با نیت خیر بازنگری درتاریخ، این کار را انجام ندادهاند. اینها بودجههای هنگفتی را دراین ۳۰ سال خرج کردند و در اختیار اشخاصی چون ناصر پورپیرار قرار دادند تا ثابت کنند ایرانیان پیش از اسلام مردمی وحشی بودند، سلسلهٔ هخامنشیان اصلاً وجود نداشته و کوروش کبیر آدم منحرفی بودهاست. همهٔ این کارها را انجام دادهاند و حالا میخواهند آن را قانونمند کنند و در کتب درسی هم بیاورند. ما در این ۳۰ سال شاهد بودیم که هر روز با ادعای این که میخواهند تاریخ درست را ارائه دهند، تمام واقعیات تاریخی معاصر و گذشته را منکر شدهاند».[۱۱] در آبان ۱۳۸۸، حمیدرضا حسینی، کارشناس تاریخ، اعلام داشت که: «آنچه مورد اعتراض است، حذف نام شاهان از کتابهای درسی نیست، بلکه غلبه رویکردهای غیر علمی در آموزش و پرورش است». حجتالاسلام محیالدین بهرام محمدیان، معاون پژوهشی وزیر آموزش و پرورش نیز در یک مصاحبه با خبرگزاری فارس، گفت که: «شاه را حذف نکردهایم بلکه سلسله شاهنشاهی را از تاریخ کشور حذف کردهایم».[۱۲][۱۱]
در آذر ۱۳۹۹، حذف شدن آرامگاه کوروش هخامنشی از یک کتاب درسی پایهٔ یازدهم برای چاپ ۹۹، در میان رسانههای فارسیزبان، مورد توجه قرار گرفت. دیدگاههای مردمی که مورد توجه رسانه اسپوتنیک قرار گرفتند، شامل: «پاک کردن تاریخ کشور ایران از کتابها به نوعی تیشهبهریشهٔ خود زدن است» بود.[۱۳]
مفاهیم دینی
[ویرایش]تغییراتی نیز در طول سالهای مختلف بر روی سیستم آموزشی پس از انقلاب ۱۳۵۷ رخ داد. مهمترین دگرگونی، «اسلامیسازی» سیستم آموزش ایران بود. همگی دانشآموزان از نظر جنسیتی جدا شدند و جداسازی جنسیتی، وارد آموزش در این کشور شد. کتابها و نوشتار آموزشی نیز کمکم بر اساس نظریات کارشناسان جمهوری اسلامی، تغییر کردند و در طی شش ماه پس از انقلاب ۱۳۵۷، مطالب آموزشی مبتنی بر اسلام به آموزشگاهها وارد شد.[۱۴] دگرگونیهای سیاسی، دوران آموزشگاههای مختلط را در ایران پایان داد و تمام آموزشگاهها و دانشگاههای ایرانی، ملزم به ترویج ارزشهای اسلامی شدند. پیروی از عقاید دینی سیاسی رایج، برای دانشجویان و استادان دانشگاهی که مایل به کسب موفقیت در دانشگاههای ایران بودند، در دوره جمهوری اسلامی از اهمیت بالایی برخوردار بودهاست و پذیرش در دانشگاههای این کشور، تا اندازهٔ بالایی مبتنی بر تقوای شخصی فرد بود.[۱۵][۱۶]
نظامهای آموزشی
[ویرایش]
نظام آموزشی عمومی
[ویرایش]نظام آموزشی ایران در حال حاضر دارای دورهٔ ابتدایی، دوره راهنمایی، دوره متوسطه و دورهٔ پیش دانشگاهی بود. در سالهای پایانی دهه هشتاد نظام آموزشی به ۳-۳-۳-۳ تغییر کرد. این نظام بهطور کلی به دو دوره ۶ ساله ابتدایی و متوسطه تغییر کرد. اولین کسانی که با این نظام آموزش دیدهاند؛ متولدان نیمهٔ دوم ۷۹ و نیمهٔ اول ۸۰ هستند که کلاس ششم ابتدایی داشتهاند. آنها در پایان دورهٔ اول متوسطه انتخاب رشته کردهاند. علاقهمندان به کارهای عملی و فنی مهارتهای لازم را در هنرستانها و آموزشگاههای کار و دانش میگذرانند. دانشآموختگان دوره پیشدانشگاهی در صورت موفقیت در آزمونهای سراسری (کنکور)، به دانشگاه وارد میشدند که با تغییر نظام این پایه حذف و به جای آن پایهٔ ششم ابتدایی جایگزین شدهاست.
نظام آموزشی دانشگاهی
[ویرایش]نظام آموزش عالی ایران زیر نظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و در حوزه علوم پزشکی زیر نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اداره میشود. این نظام شامل دانشگاههای دولتی، دانشگاههای غیردولتی و مؤسسات آموزش عالی آزاد است و در مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری دانشجو میپذیرد. پذیرش در بسیاری از رشتهها از طریق کنکور سراسری انجام میشود و طی دهههای اخیر ظرفیت آموزش عالی بهطور چشمگیری افزایش یافته است.[۱۷]
نظام آموزشی نظامی
[ویرایش]
نظام آموزشی نظامی ایران مسئول تربیت و آموزش نیروهای مسلح از جمله ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. این آموزشها در دانشگاهها و مراکز آموزشی وابسته به نیروهای مسلح ارائه میشود و شامل آموزشهای تخصصی نظامی، فنی و مدیریتی است. ساختار آموزش نظامی ترکیبی از آموزشهای دانشگاهی و دورههای مهارتی ـ عملی است که متناسب با نیازهای دفاعی کشور طراحی میشود.[۱۸]
نظام آموزشی حوزوی
[ویرایش]نظام آموزشی حوزوی در ایران عمدتاً در حوزه علمیه قم و سایر حوزههای علمیه فعالیت میکند و به آموزش علوم دینی همچون فقه، اصول، تفسیر و فلسفه اسلامی میپردازد. این نظام بهصورت سنتی مبتنی بر سطوح مقدمات، سطح و درس خارج اداره میشود و ساختار آن مستقل از نظام دانشگاهی است. پس از انقلاب ۱۳۵۷، حوزههای علمیه از نظر سازمانی و آموزشی گسترش یافتند و نهادهای مدیریتی منسجمتری پیدا کردند.[۱۹]
دیدگاههای پیرامون و بازخورد کارشناسان
[ویرایش]
- مدرسهها، امروزه در ایران با انتقال فراوان مفاهیم تکراری بیمعنا، فرصت اندیشیدن را از شاگردان گرفتهاند. در حقیقت نظام آموزشی ایران فقط به کتابهای درسی و حفظ کردن آنها توسط دانشآموزان اهمیت میدهد. این در حالی است که تنها انتقال اطلاعات برای اندیشیدن کافی نیست. اندیشیدن نیز هدف نیست بلکه وسیلهای برای شناخت حقیقی است.[نیازمند منبع] علت اصلی شکست و ناکامی بیشتر معلمان در برابر نوآوریهای آموزشی بهویژه پرورش تفکر، باورهای غلط و از پیشساختهٔ آنان است؛ مثلاً معلمان به جای اینکه روش آموختن و اندیشیدن را به شاگردان بیاموزند، آنان را در مقابل دانستهها و واقعیتهای علمی قرار میدهند. به عقیده جروم برونر مهم نیست که شاگردان چه میآموزند بلکه مهم این است که چگونه میآموزند.[۲۰]
- سعید پیوندی در رادیو فردا اعلام کردهاست که: یکی از مشکلهای پایهای آموزش در دوران جمهوری اسلامی ایران، پایین بودن کیفیت آموزشی بودهاست. این فقر کیفیتی، به دلیل کمبودها و مشکلات مربوط به امکانات آموزشگاهها بودهاست و افزون بر آن، به روشهای سنتی آموزشی و تواناییها و مهارتهای آموزگاران برای کاربرد روشهای تازه و متحولکردن آموزش و یادگیری بازمیگردد.[۲۱] این رسانه، آموزش در دوران جمهوری اسلامی را با هدف اصلی تحمیل یک نظام ارزشی و فرهنگ دینی خاص به نسل جوان ایران، دانست و اعلام کرده که روشهای آموزشی در چنین نظامی، آمرانه و استبدادی است و دانشآموز، آموزگار و خانوادههای آنان، باید مطیع سیاستهایی باشند که از «بالا» به آموزشگاهها دیکته میشوند.[۲۱] این رسانه هدف مسئولان آموزشی جمهوری اسلامی را دینی کردن برنامههای درسی و کنترل ایدئولوژیک آموزشگاههای ایران، دانست.[۲۱]
- در اواخر دههٔ ۱۳۹۰، تصویر دختران از روی جلد کتاب درسی سوم ابتدایی حذف شد و به شدت خبرساز شد. منتقدان این عمل، حذف تصویر را نشانهای از تبعیض جنسیتی ساختاری علیه زنان و تمایلداشتن به حذف زنان از صحنه اجتماع ایران، عنوان کردند. ریشدار کردن مردان نیز در کتابهای درسی رسمی کشور، در این دوران انجام شد. آموزش ایدئولوژیک کودکان نیز در دوران جمهوری اسلامی، خبرساز و مورد توجه بودهاست؛ وجود قابل توجه مناسک مذهبی در کتابهای درسی، همچون آموزش ریاضی با تصاویر «وضو گرفتن»، به اعتراضات دربارهٔ «آموزش ایدئولوژیک کودکان در ایران» دامن زدهاست.[۲۲][۲۳]
بازدهی و آمار آموزش
[ویرایش]
در دوره مردن نخستین (قاجار و پهلوی)
[ویرایش]طبق دادههای سرشماری رسمی، در سال ۱۳۴۵، تنها ۱۷.۴۲٪ از جمعیت زنان ایران یا ۱,۶۲۸,۰۰۰ نفر باسواد بودند، در همان سال، نرخ سواد مردان ۳۹.۱۹٪ (۳,۹۲۸,۰۰۰) بود. این ارقام در سال ۱۳۵۵ برای مردان ۴۷.۴۹٪ و برای زنان ۳۵.۴۸٪ شد.[۲۴]
در دوره مدرن (جمهوری اسلامی)
[ویرایش]با روی کار آمدن نظام انقلاب اسلامی، نرخ باسوادی در ایران به شکل قابل توجهی افزایش یافت. طبق دادههای سرشماری رسمی ایران، سواد زنان از حدود ۳۵ ٪ در سال ۱۹۷۶ به بیش از ۵۲ ٪ در سال ۱۹۸۶ افزایش یافت و روند رشد نرخ سواد در دهههای بعد نیز ادامه یافت. تفاوتهای آماری بین تعداد دانشجویان دختر و پسر در دهه سوم انقلاب کاهش یافت. و از سال ۱۳۵۷، دستاوردهای زنان در مقاطع بالاتر تحصیلی رو به بهبود است و تعداد دانشجویان و فارغالتحصیلان دختر در رشتههای مختلف در سالهای اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است.[۲۴]

اولین سرشماری پس از انقلاب در سال ۱۹۸۶ نشان داد که نرخ سواد زنان به سطح ۵۲.۱٪ افزایش یافته و ۹.۸ میلیون زن تا آن سال باسواد شدهاند. بر اساس دومین سرشماری رسمی پس از انقلاب در سال ۱۹۹۶، ۷۴.۲٪ از جمعیت زنان ایرانی بالای شش سال (۲۵.۷ میلیون نفر) باسواد بودند. این رقم برای مردان (۲۶.۵ میلیون نفر) ۷۴.۷٪ بود. در نهایت، سرشماری سال ۲۰۰۶ نشان داد که ۸۰.۳٪ از کل جمعیت زنان بالای شش سال باسواد هستند. رقم مربوطه برای جمعیت مردان ۸۸.۷٪ بود.[۲۴]
بر اساس یک پژوهش علمی بازدهی آموزش در ایران بین سال های ۱۳۸۷ و ۱۳۹۲ تقریبا ۹% میباشد. بازدهی در مناطق روستایی ۱۰% و در مناطق شهری ۷.۸% است.[۲۵]
بر پایهٔ دادههای وبومتریک تا ژانویهٔ ۲۰۲۰، پنج مورد برتر دانشگاههای ایران به ترتیب، دانشگاه تهران (۴۳۸ جهان)، دانشگاه علوم پزشکی تهران (۵۷۰ جهان)، دانشگاه صنعتی شریف (۷۷۰ جهان)، دانشگاه پلیتکنیک تهران (۷۹۱ جهان) و دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی (۷۹۴ جهان) هستند.[۲۶]
جستارهای وابسته
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- نعمتی لیمایی، امیر؛ تاریخ آموزش و پرورش در روزگار فرمانروایی مغولان و تیموریان، با نگاهی به پیشینه فرهنگی ایران، سبزوار: امیدمهر، ۱۳۸۵
- ↑ Oryoie, Ali Reza; Vahidmanesh, Atiyeh (2022-06-01). "The Rate of Return to Education in Iran". Journal of the Knowledge Economy (به انگلیسی). 13 (2): 813–829. doi:10.1007/s13132-021-00760-7. ISSN 1868-7873.
- ↑ "L'espace mondial" (PDF). Archived from the original (PDF) on 12 January 2011. Retrieved 11 April 2012.
- ↑ فرهنگنامهٔ کودکان و نوجوانان.آموزش و پرورش در ایران، تاریخچهجلد اول
- ↑ ساناساریان، الیز (۱۳۸۴)، جنبش حقوق زنان در ایران (طغیان، افول و سرکوب از ۱۲۸۰ تا انقلاب ۱۳۵۷)، تهران: نشر اختران، ص. ۳۰، شابک ۹۶۴-۷۵۱۴-۷۸-۶
- 1 2 3 رضاشاه پهلوی از آلاشت تا ژوهانسبورگ، نادر پیمائی، ص ۱۱۴، ۱۱۵، ۱۱۶.
- 1 2 3 Sabahi, Farian (2001). "The literacy corps in Pahlavi Iran (1963–1979): political, social and literary implications". Cahiers d'Études sur la Méditerranée Orientale et le monde Turco-Iranien (به انگلیسی). 31 (1): 191–220. doi:10.3406/cemot.2001.1578.
- 1 2 3 4 5 Hamdhaidari, Shokrollah (2008). "Higher education during the Islamic government of Iran (1979–2004)". International Journal of Educational Development (به انگلیسی). 28 (3): 231–245. doi:10.1016/j.ijedudev.2007.01.004.
{{cite journal}}: Unknown parameter|همکاران=ignored (help) - ↑ «Iran - Education». Encyclopedia Britannica. بایگانیشده از روی نسخه اصلی در ۱ مه ۲۰۲۰. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۵-۰۱.
- ↑ «انقلاب فرهنگی؛ خمینی و بنیصدر و سروش در یک جبهه». BBC. بایگانیشده از روی نسخه اصلی در ۵ مه ۲۰۲۰. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۴-۱۷.
- 1 2 «ایران باستان به روایت جمهوری اسلامی در کتابهای درسی چگونه است؟». BBC News فارسی. بایگانیشده از اصلی در ۲۰ مه ۲۰۲۱. دریافتشده در ۲۰۲۱-۰۵-۲۰.
- 1 2 3 ««بدون سلسلههای شاهنشاهی»؛ حذف تاریخ از کتابهای تاریخ؟». رادیو فردا. بایگانیشده از اصلی در ۲۰ مه ۲۰۲۱. دریافتشده در ۲۰۲۱-۰۵-۲۰.
- ↑ «سلسله شاهنشاهی از کتابهای درسی تاریخ حذف شد». خبرآنلاین. ۲۰۰۹-۱۱-۰۱. بایگانیشده از اصلی در ۲۰ مه ۲۰۲۱. دریافتشده در ۲۰۲۱-۰۵-۲۰.
- ↑ «حذف عکس مقبره کوروش از کتب عربی دبیرستان +عکس». ir.sputniknews.com. بایگانیشده از اصلی در ۲۰ مه ۲۰۲۱. دریافتشده در ۲۰۲۱-۰۵-۲۰.
- ↑ «Education - Iran - system». www.nationsencyclopedia.com. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۹-۱۴.
- ↑ «انقلاب فرهنگی؛ خمینی و بنیصدر و سروش در یک جبهه». BBC. بایگانیشده از روی نسخه اصلی در ۵ مه ۲۰۲۰. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۴-۱۷.
- ↑ «Iran - Education». Encyclopedia Britannica. بایگانیشده از روی نسخه اصلی در ۱ مه ۲۰۲۰. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۵-۰۱.
- ↑ Hamdhaidari, Shokrollah (2008). "Higher education during the Islamic government of Iran (1979–2004)". International Journal of Educational Development (به انگلیسی). 28 (3): 231–245. doi:10.1016/j.ijedudev.2007.01.004.
{{cite journal}}: Unknown parameter|همکاران=ignored (help) - ↑ Cordesman, Anthony H. (2014). Iran’s Military Forces and Warfighting Capabilities (به انگلیسی). Center for Strategic and International Studies (CSIS).
- ↑ Menashri, David (1992). Education and the Making of Modern Iran (به انگلیسی). Cornell University Press.
- ↑
- شعبانی، حسن، مهارتهای آموزشی و پرورشی (روشها و فنون تدریس)، سازمان سمت، ۱۳۷۱. (صص ۵۷ تا ۷۸)
- 1 2 3 «چرا آموزش ایران تا این اندازه فقیر است؟». رادیو فردا. بایگانیشده از روی نسخه اصلی در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۰. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۹-۱۴.
- ↑ «حذف تصویر دختران از روی جلد کتاب درسی سوم ابتدایی در ایران خبرساز شد». euronews. ۲۰۲۰-۰۹-۱۰. بایگانیشده از روی نسخه اصلی در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۰. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۹-۱۴.
- ↑ «حذف دختران از جلد کتاب ریاضی؛ وزیر آموزش و پرورش ایران: بیسلیقگی بود، عذرخواهی میکنم». BBC News فارسی. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۹-۱۴.
- 1 2 3 «Educational Attainment in Iran». Middle East Institute (به انگلیسی). دریافتشده در ۲۰۲۶-۰۲-۱۷.
- ↑ Oryoie, Ali Reza; Vahidmanesh, Atiyeh (2022-06-01). "The Rate of Return to Education in Iran". Journal of the Knowledge Economy (به انگلیسی). 13 (2): 813–829. doi:10.1007/s13132-021-00760-7. ISSN 1868-7873.
- ↑ «Iran (Islamic Republic of) | Ranking Web of Universities: Webometrics ranks 30000 institutions». www.webometrics.info. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۵-۰۱.
پیوند به بیرون
[ویرایش]- «روند تاریخی شکل گیری نظام آموزشی نوین». شورای عالی آموزش و پرورش.
